سفارش تبلیغ
صبا ویژن
یا دانشمند باش و یا دانشجو و مبادا که بازیگوش و لذت جو باشی . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
یکشنبه 89 خرداد 16 , ساعت 3:3 عصر

               بسم الله الرحمن الرحیم

روز 14 خرداد 89 در حرم امام خمینی ره مطالب و سخنرانی و جملاتی بین حسن خمینی و مردم رخ داد که

 سخنان حسن خمینی ناتمام ماند و از آنجا که در روزنامه ها هم نوشته شده بود مردم در مورد این شخص که با عبارت مرگ بر منافق و پسر نوح با بدان بنشست  خاندان نبوتش گم شد و... این شخص را بدرقه نمودند به جایگاه و نزد کسانی که با او همفکر بدوند و من هم متن و عبارت پایین رو از وبلاگ آقای جبرییلی در پارسی بلاگ آورده ام.

سفارش امام به نوه خود:


افراد منسوب به من در کوران های سیاسی وارد نشوند


من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند، در این کوران‌های سیاسی وارد نشوند... من علاوه بر نصیحت پدری پیر، به شما امر شرعی می‌کنم که در این بازی‌های سیاسی وارد نشوی


گفتمان ناب؛ در بحبوهه فضای سیاسی  ملتهب دهه 60 و غائله ای که بواسطه رفتارها و مواضع سیاسی بنی صدر و اعوان و انصارش، کشور را دستخوش بحرانی ملتهب قرار داده بود، موضع گیری های تند و هیجانی یکی از منسوبان بیت امام(ره)، آن چنان قلب و روح  مراد ملت را رنجیده کرد که لاجرم در پیامی غمگینانه، فرزند مصطفای عزیزش را خطاب قرار داد و او را از ورود به بازی های نازل سیاسی و بازیچه شدن بر حذر داشت:


پسرم حسین خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد که پس از گذشت آنها، انسان متوجه می‌شود. من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند، در این کوران‌های سیاسی وارد نشوند؛ من امید دارم که شما با مجاهدت در تحصیل علوم اسلامی و با تعهد به اخلاق اسلامی و مهار کردن نفس اماره بالسوء، برای آتیه مورد استفاده واقع بشوی؛ من علاوه بر نصیحت پدری پیر، به شما امر شرعی می‌کنم که در این بازی‌های سیاسی وارد نشوی و واجب شرعی است که از این برخوردها احتراز کنی؛ من به شما امر می‌کنم به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش، به تحصیل علوم اسلامی و انسانی بپرداز» .(صحیفه نور، جلد 14، صفحه 345).

 چند کلامی با بنیانگذار و معمار انقلاب:

امام عزیز آسوده بخواب چون نوه های شما کاملاً و بدون هیچ نقصی به وصیت شما عمل کردند مخصوصاً این حسن ... دمش گرم ... اصلاً با مخالفان رهبری نشت و برخاست نداره.... دیروز هم مردم خیلی تحویلش گرفتند.... جات خالی بود از بس مردم دوستش داشتن یه سره شعار می دادند نزاشتن اصلاً حرف بزنه ............ اون هم هی میگفت من از بستگان امام هستم ولی مردم... یادش بخیر جعفر کذاب فرزند امام هادی ، وقتی آمد بر جسد امام حسن عسگری نماز بخونه امام زمان انداختش کنار...

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ